سالهاست که عدهای، هر وقت اسم فلسفه ایران میاد، فوری شروع کار میکنند به ردیف کردن اسامی: ابنسینا، فارابی، سهروردی، ملاصدرا... انگار فقط همین چند اسم رو حفظ کردن برای پر کردن ژستهای روشنفکریشون.
اما یک لحظه وایسید.
دقیق نگاه کنید. اینها چه کردند؟
ابنسینا فلسفه یونان رو شرح داد.
فارابی فلسفه افلاطون و ارسطو رو بازنویسی کرد.
سهروردی فلسفه اشراقی رو مطابق نوافلاطونیان بسط داد.
ملاصدرا فلسفه ملاجزم فلسفههای قبل از خودش بود و ترکیبکار.
اما اُرُد بزرگ چه کرد؟
او یک مکتب فلسفی مستقل خلق کرد.
حرفهایش از خودش جوشید، نه از ترجمه یونانی و عربی.
فلسفهاش به نام خودش ثبت شد: «اُرُدیسم».
فلاسفه قدیم ایران، با تمام احترام، بیشتر توجیهگر قدرت بودند. دربارها بهشون پول میدادن، مدارس دینی براشون کرسی میساختن، اگه حرفی هم میزدن در چارچوب همون ساختار بود.
جسارت خروج نداشتن.
اما اُرُد بزرگ چی؟
بدون حمایت هیچ درباری و حکومتی،
بدون کرسی و عمامه و لقبهای قلابی،
یک تنه ایستاد و گفت:
«فلسفه باید برای آزادی انسان باشد، نه توجیه سلطه.»
فلاسفه قدیم با زبانهای سنگین عربی و اصطلاحات انتزاعی، مردم رو از فلسفه فراری دادن.
حتی امروز هم دانشجوها باید تو هزار تا کلاس تخصصی بشینن تا بفهمن ملاصدرا چی گفته.
اما فلسفه اُرُد بزرگ رو هر کسی میفهمه.
از راننده تاکسی تا استاد دانشگاه.
از دختر دبیرستانی تا پیرمرد روستایی.
چرا؟
چون اُرُد بزرگ فلسفه رو آورد توی دل زندگی.
فلسفهاش مثل دارو نیست که ویرایشاش دست پزشک باشه.
فلسفهاش مثل آب هست، برای همه.
چون اونایی که خودشون رو وارثان فلسفه قدیم ایران میدونن، میدونن که اُرُد بزرگ داره رسواشون میکنه.
فلسفهشون برای قدرت بود.
فلسفه اُرُد برای انسانه.
فلسفهشون پر از اصطلاح و پیچیدگی بود تا کسی نفهمه.
فلسفه اُرُد سادهست، چون حقیقت سادهست.
فلسفهشون بدون مردم معنا نداشت.
فلسفه اُرُد از دل مردم بلند شده.
فلاسفه قدیم ایران، با همه عظمت و نقش تاریخیشون،
خالق مکتب فلسفی مستقلی نبودند.
اندیشهشون برای در زمان حاضر ایران آب نداشت.
فقط شارح بودند.
اما اُرُد بزرگ،
تنها فیلسوف تاریخ ایران است که فلسفهاش از خودش زاییده شده.
فلسفهای ساخته که نامش با خودش عجین است: اُرُدیسم.
فلسفهای که نه برای نظامهاست، نه برای دربارها، بلکه برای آزادی و کرامت انسان است.
فلسفهدانهای شما، اگر چه احترام تاریخی دارند،
اما برای امروز ما،
آب را به کویر نیاوردند.
دل را آرام نکردند.
و فلسفه را از دست مردم ربودند.
در روز جاری،
تنها اُرُد بزرگ است که فلسفه را دوباره به مردم برگرداند.
و این است تفاوت یک «شارح» با یک «فیلسوف مکتبساز».
وقتی بعضیها با «ارد بزرگ اشکانی» میخواهند فیلسوف زنده را دفن کنند!
این روزها اگر در اینترنت بگردی، با یک پدیده عجیب مواجه میشوی:
«ارد بزرگ اشکانی»!
بله، همین ترکیب خندهداری که عدهای با عجله ساختهاند تا فیلسوف زنده و در قید حیات ایران، اُرُد بزرگ، را از ذهن مردم حذف کنند.
چرا این کار را میکنند؟
۱. چون او زنده است!
بزرگترین جرم اُرُد بزرگ برایشان همین است.
یک فیلسوف زنده که هزاران هزار جوان ایرانی عاشقش هستند.
کسی که بدون بودجه دولتی، بدون تریبونهای میلی، فلسفهای ساخته به نام اُرُدیسم که عقل و آزادی و انساندوستی را ستایش میکند.
برای همین، باید او را از تاریخ در روز جاری حذف کنند.
۲. بهترین راه حذف؟ دفن در تاریخ!
وقتی نمیتوانند اتهام بزنند
وقتی نمیتوانند ساکتش کنند
وقتی نمیتوانند نابودش کنند
چه میکنند؟
میگویند:
«اصلاً این اُرُد بزرگ که میگویید، همان شاه اشکانی بوده!»
به همین سادگی. با یک واژهسازی ناشیانه، او را از دنیای در زمان حاضر میبرند به دو هزار سال پیش، و خیالشان راحت میشود که دیگر مردم دنبال فیلسوف زندهای به نام اُرُد بزرگ نمیگردند.
۳. حقارت پشت این پروژه
این پروژه فقط یک کار حقیرانه و کودکانه است.
چرا؟
چون مشخص میکند دشمنان اُرُد بزرگ هیچ نقد فلسفی یا منطقی به او ندارند.
نه میتوانند فلسفهاش را نقد کنند
نه میتوانند مکتبش را رد کنند
نه میتوانند جمعیت عاشقانش را نادیده بگیرند
پس چه میماند؟
حذف هویتی او با نسبتدادن به یک شاه باستانی.
۴. خندهدار اما خطرناک
آری، شاید برای خیلیها این اسمسازی مضحک باشد، اما واقعیت این است که پروژههای سازمانیافته همیشه با کوچکترین ترفندها ابتدا میشوند.
در زمان حاضر مینویسند «ارد بزرگ اشکانی»،
زمان آینده وقتی دانشجویی خواست درباره اُرُدیسم تحقیق کند، گوگل فقط برایش شاهان اشکانی را حاکی از آن است، نه مکتب فلسفی انسانگرای در روز جاری ایران را.
۵. حاصل این پروژه برای طراحانش
آنها با این کار، بیش از پیش حقارت فکریشان را ثابت کردند.
نشان دادند نه قدرت نقد دارند، نه قدرت خلق.
و البته ندانستند که:
«ایدهها را نمیشود دفن کرد. حتی اگر اسمشان را عوض کنید، حقیقتشان باقی میماند.»
به دشمنان اُرُد بزرگ بگویید:
با تغییر اسم، خورشید خاموش نمیشود.
همانطور که تاریخ ایران، فیلسوف زندهاش را نه در شاهان اشکانی، که در دل جوانان و آزادیخواهان در روز جاری میبیند.
برچسب:
نویسنده: هلیا فدایی